جدیدترین نوشته
ایمیل نویسنده
نویسنده وبلاگ
مهدی محجوب
انباری وبلاگ
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
به اینجاها سر میزنم
وب سایت خودم
اونیکی وب سایتم!
من در سایت کلوب
توئیتر من
عکس هام توDeviantart
اسبله ماهی
فیش بیس ایران
تروریستی که دوستش دارم
۵سطر
دوستداران قیصر امین پور
رسم...خبرنامه گرافیک
غزل پست مدرن
توکای مقدس
صــورتی
صمد بهرنگی
مغولستان خارجی
شخصیت حقیقی مهرداد
رانیتیدین
وبسایت تنبور
برترین ایندکس فارسی
خروجی وبلاگ
واسه نونه

در این لحظه تاریخی، یوم الله تولد من شروع شده، و با توجه به اینکه من از هر انگشتم هزارتا هنر میریزه، یک شبه شعر رو به همین مناسبت به لجن طبع آلوده کرده ام! که امیدوارم دوستان غلطهای عروض و قافیه و صور خیال و وزن و املا و انشاء و فیزیک و شیمی و غیره اون رو به بزرگی خودشون ببخشند. آماتوریم دیگه.
باز بر روی کیک شیرینم، اشک تلخی ز شمع جاری شد
سی و سه حسرت وغمی جانکاه، خنده هایی که شکل زاری شد
تک سواران به اسبهای سپید، در میان سیاهِ زلفانم
رفته رفته چو لشگری شده اند، که به خنجر زنند بر جانم
از دو جبهه، به سان قوم مغول، سوی فرقم به راه می افتند
لشگر خستهء سیه پوشان، دسته دسته به خاک و خون افتند
چون کفن پوش های بعدِ نماز، پای کوبان به پیش می تازند
زیر پا، آن سپاه مِشکین پوش، جان خود بهر هیچ می بازند
حاصل سبزیِ سی و سه بهار، شد زمستان به برفِ یک باره
چون دویدن به دور دایره بود، یک حقیقت که گشت صد پاره
گفتم ای بختِ کج، جوابم ده، از چه جانم زمن نمیگیرد؟
روح من اینچنین جوانمرگ است، پس چرا جان ز تن نمیگیرد؟
خنده ای کرد و گفت ای بدبخت! شاد گردم ز حال حیرانت
زنده ماندی که دشمنت بینی، که بخندد به چشم گریانت
مانده ای پا به گِل، رقیبت برد! آنچه بهرش جوانیت دادی
زار باید زنی به عاقبتت! باختی ، زندگانیت دادی
گفتمش کور خوانده ای ای بخت، اشک من را ندیده اند بدها
من به تیغ شراب میدوزم، خنده ای گرچه تلخ بر لبها
من که از ربّ خود نترسیدم، چون بترسم ز خندهء دشمن؟
مادر هرزه ات نزائیده، آنکه خندد کنون به غصهء من
غم خود با شراب، صاف کنم، بکنم درد خویشتن، پنهان
نشنیدی که زخم صدها تیغ، خوشتر آید مرا زِ زخمِ زبان؟
راست گفتست حافظ شیراز، زین طبیبان مدعی امروز
درد خود را نهفته کن مهدی، تا ز غیبش شوی دوا هر روز
زیرنویس: دردم نهفته به ز طبیبان مدعی.::. باشد که از خزانه غیبش دوا کند (آقای حافظ)
عرض کنم به حضورتون که، باسوادها میفرمایند: نگویید "مرداد"، چون یعنی مردنی...بگویید "امرداد" یعنی نامیرا. ماندنی...
از آنجا که من به مرداد پر از حادثه عادت دارم!، یه کمی برام قابل هضم تره، اما به نظر میرسه که عزرائیل شروع کرده از خجالت ورزشکارها در اومدن. ظاهرا هنرمند ها رو فعلن رها کرده که در زندان خوش باشند دور هم. به هر حال من خودم ورزشکار نیستم، ولی ورزشکاران رو دوست دارم و واقعا از شنیدن خبر مرگشون ناراحت میشم. مخصوصا اون خانم کوهنوردی که از کوه مسافت 300 متر رو سقوط کرده.
بعضی بخشها هم تعجب آوره، که مثلا چطوری یک آقایی مثل روح الله داداشی بوسیله یک جوجه! به قتل میرسه؟ آدم فکر میکنه اصلن چاقو تو تن اینها فرو نمیره! به نظرم مرحوم اگر کمی هم تکنیک یاد میگرفتند و به هیکل اکتفا نمیکردند، الان در جمع ما بودند.
ماجرای فوت مرحوم زهرا فرجی، عضو تیم ملی قایقرانی بر اثر "غرق شدگی" هم عجیب هست. با توجه به اینکه چند سال پیش هم تعدادی از اعضای تیم قایقرانی دراگون بوت(قایق اژدها) بانوان ایران هم بر اثر چپ شدن قایق غرق شدند، سوال برای من مطرحه که بهتر نیست افرادی که میرن رشته قایقرانی، قبلش شنا یاد بگیردند؟!!
خلاصه که مرگ روح الله داداشی قویترین مرد ایران(البته ایشون شخصا این لقب رو به رئیس جمهور واگذار کردند)، زهرا فرجی قهرمان قایقرانی، رضا کریم پور قهرمان تیراندازی، لیلا اسفندیاری کوهنورد، صادق شیخ زاده قهرمان پرس سینه ایران، محمودرضا صادق نیا کاراته کا در فینال قهرمانی کشورو... خبرهای بدی بوده برای ورزش ایران.
زیرنویس یک: در بین این همه اندوه در ورزش کشور، پیروزی غرور آفرین مردان فوتبال ایران بر هیولایی به نام مالدیو ، موجی از شادی را در دلهای غم دیده ورزشدوستان دمید.
زیرنویس دو: امروز سالمرگ شاملوی بزرگ هست. به این قطعه که میشه کتابها ازش نوشت، اکتفا میکنم:
دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است
این قطعه، بر خلاف اون چیزیست که به زور توی کله ما میکنند و سعی میکنند فقر رو افتخار و فضیلت جلوه بدن: تمام مشاهیر و مفاخر ایران زمین فقیر بودند!!
زیرنویس سه: جوونمرگ شدن این خانم با استعداد، امی واینهاوس هم غمی افزود مرا بر غمها! بعضی از کارهاش رو واقعا دوست داشتم. نور به قبرش بباره!