شاهدعینی
خشم اژدها

:: همراه اول گرامی! من اصلن از طرح هزاران لبخند شمااستفاده نکردم، لزومی نداشت ساعت 5:45 بامداد اس ام اس بدی که مهلت استفادم تموم شده.
:: فروشگاه محترم ایران کتان! به فرض که تو نور و بابلسر و رامسر و نمک آبرود شعبه داری. به من چه؟ واسه همشهریهای خودت پیامک بزن.
:: کلینیک محترم درمان بیماریهای مقعد! با لیزر. رو چه حسابی به من پیامک تبلیغاتی زدی؟ چی در مورد من شنیدی مگه؟
:: مینا جان با شماره موبایل (...)093551، من نیاز به کاشت ناخن و ترمیم با فرنچ ندارم. پیامک نزن جون مادرت.
:: مسوولین محترم مسجد موسی ابن جعفر، من در هیچکدوم از برنامه هاتون شرکت نمیکنم، نه نماز جماعت، نه مداحی برادرا، نه هیچ چیز دیگه. هی پیامک نده بهم. بیت المال! رو حروم نکنید.
:: قنادی محترم(...)در میدون گرگان، لازم نیست هر بار چیزکیک درست میکنی به من پیامک بدی. من کی از شما چیزکیک خریدم؟
:: سرکار خانم پژوهش، موهای من نیاز به کراتین نداره، لازم نیست بهم پیامک بزنی که بیام آرایشگاه شما!!
:: شرکت محترم سایپا، بنده گواهینامه هم ندارم، چه برسه به اینکه بخوام بیام از شما ماشین با شرایط ویژه دهه فجر بخرم. پیامک نسوزون.
:: شرکت محترم داتک! هیچ علاقه ای به شرکت در نظرسنجی شما ندارم، پیامک الکی نده. بجای این کارا، اگه میتونی سرویس دهیتو بهتر کن.
:: شرکت محترم آدیداس، با تشکر پیامک خبررسانی از حراج شعبه سید خندان، ...نمیخوام!
:: ستاد محترم نمازجمعه! باور کنید من خودم اخبار رو پیگیری میکنم، میفهمم خطیب جمعه چه کسی هست! نمیخواد خبر بدین.

زیرنویس: دیوونم کردید با این پیامکهاتون! دریغ از یه نفر، دوست، هرچی...، که نه برای کار، اس ام اس  بزنه به آدم... ناراحت

پيام هاي ديگران ()        link        ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ - مهدی محجوب
شما الگوی ما بودی!

   حقیقتا نه من ادعای گرافیست بودن دارم، نه قراره این وبلاگ محل نوشتن مطالب مرتبط با گرافیک باشه. ولی خداوکیلی خودتون قضاوت کنید. پوسترهای بالا شبیه هم نیستند؟ حتی اون سنجاقی که من باهاش یه کاغذ روی شناسنامه الحاق کردم هم کپی شده...
پوستر سمت راست رو بنده در سال 1384 برای ژوژمان درس پوستر در مرکز جهاد دانشگاهی طراحی کردم و اسنادش هم موجوده!!! پوستر سمت چپ، کار استاد ابراهیم حقیقی هست، که برای جشنواره فیلم فجر امسال رونمایی شده.
آقای ابراهیم حقیقی، از مدیران انجم صنفی طراحان گرافیک ایران بودند و بنظرم بعد از مرحوم ممیز و استاد قبادشیوا، سومین پدر! گرافیک ایران هم بشه به حسابشون آورد. حالا فکر کن ما پسرای این پدر هستیم یعنی.

زیرنویس1: در مورد سطح و کیفیت کارم، ادعایی ندارم. بحث من فقط به کپی ایده برمیگرده.
زیرنویس2: گاهی اسامی افراد اونقدر بزرگه، که آدم از ترس نوچه هاشون ترجیح میده زیاد حرفی نزنه. اما قدیمیها میگن وای به روزی که بگندد نمک. البته این جمله ربطی به این ماجرا نداشت!
زیرنویس3: قبول دارم که گاهی، کار دو نفر، کاملا تصادفی شبیه میشه.

بعد از تحریر: لینک خبر در سایت رسم

پيام هاي ديگران ()        link        ٥ بهمن ۱۳٩٠ - مهدی محجوب