شاهدعینی
عرق خوری و بدمستی

اول: من باز ۴ کیلو چاق شدم، و همین باعث شده تو خیابون فقط به شکم خلق الله زل میزنم که مقایسه کنم. متوجه شدم که اغلب مردای تهران،‌حتی وقتی دست و پای لاغر داردند، ‌شکمشون گنده هست،‌یا اخیرا گنده شده.... خیلی به این قضیه مشکوکم. آیا میتونه کار انگلیسیها باشه؟ یا ممکنه توی آبمون علاوه بر نیترات،‌ چیزهای دیگه ای ریختند که از حالت نرمال خارج بشیم؟ یا ....
دوم: نمیدونم این دیالوگ مال کدوم فیلمفارسی هست: درسته که عرقتو با دیگرون بخوری و تلو تلوت رو بیاری برای ما دوست گرامی؟!...نوجوون که بودیم، مادرم یکبار گفت: تو کبوتر وحشی ولگردی! هردفعه با یکی غذا میخوری، ولی اون دو تا بچّم، کبوتر خونگی اند، هر جا باشند، موقع غذا خونه هستند..فکر میکرد این نکته مثبته!! آدم عشق و حالشو جای دیگه بکنه، واسه غذا بشه کبوتر حرم، برگرده به حرم مادر گرامی و خراب بشه سرش! این درسته؟
حالا ما هرچی از این اخلاق بدمون میاد،‌سرمون میاد، دوستان معلوم نیست کجا هستند، حالشون که خراب میشه و دارند تلوتلو میخورند،‌ یاد ما میفتند. دوست دارم واضح اعلام کنم که اگر دوست دارید مشکلتون حل بشه، یا یک راهی اندازه مغزم پیشنهاد بدم، بدم نمیاد درخدمت دوستان باشم،‌ و الا اگر دنبال گوشی برای درد دل میگردید،‌ اشتباه اومدید! برید یه خانم محترمه پیدا کنید،‌چون استعدادشون تو این چیزا بیشتره

زیرنویس١: بچه که بودیم،‌ خبر پیچید که مجتبی محرمی و یک فوتبالیست معروف دیگه رو در جـ... خونه دستگیر کردند. اونم دهه شصت که بگیر بگیر بد فرم بود. میگن به علی پروین که مراد محرّمی بود گفتند چرا کمکش نمیکنی؟ این جواب عرفانی رو داد: مگه موقعی که مژتبا* رفت اونجا،‌ منو با خودش برد که حالا که گیر افتاده کمکش کنم؟!! این دقیقا همون ماجرای عرق خوری جای دیگه و بد مستی جای دیگه هست...
زیرنویس٢:
باز این  رو توی یک فیلم کلاسیک که اسمش یادم نیست شنیدم: وقتی داری با یک چیز تیز کار میکنی،‌به "زن" فکر نکن...
بنده هم همچنین اضافه میکنم: وقتی داری ریشتو میزنی، به زن فکر نکن!‌ باید عکس از صورتم بندازم تا پند بگیرید؟!
زیرنویس3: بی صبرانه منتظرم ببینم تکلیف فروش پرشین بلاگ چی میشه تا مشخص بشه اینجا موندنی هستم یا باید اسباب کشی کنم جای دیگه.
*مژتبا: مجتبی در گویش سلطان علی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ - مهدی محجوب
این برف را سر باز ایستادن نیست...

1. امروز، دقیقا توی همین ساعتی که دارم می نویسم،  سی و دو ساله شدم، با کوله بار سنگینی از "هیچ" بر دوش، که هر روز به وزنش اضافه میشه...

2. اونقدر چیز یاد گرفتم توی این مدت که بفهمم دقیقا کجاهای زندگیم رو به هدر دادم، با اینحال، توان اینکه نگذارم بقیه اش هدر بره هم ندارم. پس بذار بگذره، جهنم.

3. دیروز آرایشگاه(همون سلمونی خودمون) بودم و باز هم با تعجب به موهای سفیدی که روی پیش بند ریخته بود، نگاه میکردم. اوایل به خودم میگفتم اینا مال نفر قبلیه، که این یارو سلمونیه، درست تمیزش نکرده. نوزده سالگیم که اولین موی سفید رو روی شقیقه دیدم، زیاد جدی نگرفتمش، اما به قول مهدی سهیلی، اون موی سفید، پیش قراول یک سپاه بزرگ بوده و من جدیش نگرفتم.

4. موی سفید اتفاقا بهم میاد. برام مهم نیست که پیر بشم، خداکنه پیر فرزانه بشم، نه پیر خرفت.

زیرنویس: من مش حسن نیستم. من گاو مش حسنم. حالا بیا و اینو حالی کن به ملت.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ - مهدی محجوب
زندگی بهتر از این نمیشه...

1. من هم مثل بقیه مردم خیال می کردم که نومیدی بیماری روح است و بس. اما نه، بدن زجر می کشد. پوست تنم درد میکند، سینه ام، دست و پایم.سرم خالی است و دلم بهم می خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است.نه خون است، نه مرگ، نه تب،اما همه ی اینها باهم.............(کالیگولا)

2. پرشین بلاگ رو گذاشتند برای فروش. مدیرش ظاهرا دیگه کم آورده زیر این همه فشار از این طرف و اون طرف. مدیر بلاگفا رو هم که هر چند وقت همینطوری عشقی میگرند،‌ بلاگفا رو کلا مسدود میکنند. سرویس دهنده های خارجی که هر از گاهی فیل .. تر  میشن و نمیشه توشون مطلب نوشت. انگار باید یواش یواش بیخیال وبلاگ نویسی شد.

3. اوضاع بازار کار خراب (خرابتر) شده. شرکتها دیگه پول ندارند طراح تمام وقت بگیرند. یا کلا ترجیح میدن از طرحهای آماده استفاده کنند. سایر مشتریها هم اونقدر بیزنس رو به گسترشی ندارند که برای تبلیغاتشون خرج کنند. شرکتهای گنده هم ترجیح میدن کارهاشون رو بدن تو دبی انجام بشه. این وسط هر ایده نوئی هم که داشته باشی، تو هجوم این همه مشکلات به گـ.. کشیده میشه. مشتریهایی که ازشون طلب داری،‌ پول رو نمیدن...یعنی ندارند که بدن. وضعیت طراح ها،‌شده  مثل وضعیت شخصیت فیلم بی پولی ... صورت سرخ از سیلی.. حتی جشنواره باز ها هم نیمه بیکار شدند، چون جشنواره ای هم نیست دیگه.

4. برای اینکه متصدیان فیل ..ترینگ، خدای نکرده بیکار بمونند،‌ دیگه سایتهای بدون مورد هم بی نصیب نمیمونند. وبلاگ عصیان که بصورت تخصصی در مورد آی تی و وب می نوشت دو سه روزه فیلتر شده. تمام وبسایتهای به درد بخور سرویس دهنده عکس که ما طراح ها ازشون استفاده میکردیم،‌ بسته شدند. گاهی سرچ عکس که میکنم،‌کل صفحه علامت ضربدر به جای عکسها هست...

5. دوستای مختلف، طراح و غیر طراح،  زنگ یا ایمیل میزنند، از مشکلاتشون میگن: بی پولی، بیکاری، بی وفایی، مریضی، کسادی بازار، نامردی شریک و رفیق... ولی وقتی خودت در اوج خشم، نفرت و در عین حال استیصال هستی، چه کاری از دستت بر میاد؟ فقط این ظاهر خونسردت، دیگران رو وادار میکنه فکر کنند همه چیزت Ok هست و برات درد دل کنند...

زیرنویس: بوی بهبود ز اوضاع جهان..عمرن بشنوم

پيام هاي ديگران ()        link        ٢ امرداد ۱۳۸٩ - مهدی محجوب