شاهدعینی
مثلا عید

لااقل یه جمله چرت و پرتی هم به ذهنمون نمیرسه به عنوان تبریک و این چیزا بذارم تو این خراب شده...والله.

پيام هاي ديگران ()        link        ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ - مهدی محجوب
فقط محض غرغر

همیشه تو زندگیم، بدم میومده از آدمهایی که برای اینکه نشون بدن چقدر کارشون درسته و یه گـ..ی هستند، شروع میکنند به تعریف از سختیهایی که توی زندگیشون کشیدن، نامردیهایی که نصیبشون شده، بی وفائیها، کار سنگین و... . این مدل آدمها، بعدش وسط صحبت یهویی ناخواسته میرسند به اونجا که فلانی خدا خیرش بده، کمک کرد... . من همیشه حواسم جمع بوده که مثل این تیریپ آدمها نشم، اما تازگیها گاهی میبینم که حواسم نبوده، یا از دستم در رفته، یا حالا هرچی، که دارم از فتح الفتوحاتم! در دوران سختی تعریف میکنم. حالا نه که الان خیلی سختیها رفع شده و کارمون درست شده و...
یه حقیقت تلخی وجودداره: واسه همه اونها که ازشون بالا بد گفتم، بالاخره یه فرجی، معجزه ای، امداد غیبی و غیر غیبی ای، یه کوفتی خلاصه پیش اومده، ولی برای من بدبخت همچین اتفاقی نمیفته. دروغ چرا، خودم هم امیدی ندارم بیفته و بهش فکر نمیکنم، اما متاسفانه اخیرا خیلی فکر میکنم که واقعا تنها هستم. هزار نفر دورم هستند، ولی تنها هستم. هزار تا دوست ظاهرا دور و برم هستند، ولی تنها هستم. یه چیزی این وسط خالیه که ربطی به آدمها نداره. اصلا تنهایی فیزیکی نیست. نمیدونم چیه... آدمم؟!

زیرنویس 1: کسی رو هم که گیر نمیارم، به خودم گیر میدم!
زیرنویس2: تنها سفر کن، با "ابله" سفر مکن (بودا)

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ - مهدی محجوب