شاهدعینی
ماچ مجانی

من نمیدونم، ما گرافیستها، باید بیانیه رسمی بدیم تا بعضی از مردم بفهمند که کار طراحی، صرفا عشق و حال و سرگرمی مانیست،‌ بلکه "حرفه" ماست و ما داریم از این راه زندگیمون رو میچرخونیم؟ تقریبا هر هفته دارم با آدمهایی روبرو میشم، که حتی منو نمیشناسند، ولی پیام میدن که براشون لوگو، شعار تبلیغاتی و خیلی چیزهای دیگه آماده کنم،‌ و البته "رایگان"! خیلی دوست داشتم ازشون بپرسم شما در زمینه حرفه ای خودتون،‌ برای کسی رایگان کار میکنید یا نه؟
حتی کسانی که پول خرج میکنند، خیلی کار طراحی رو آسون میگیرند،‌ و کمترین هزینه رو میگذارند برای کار طراحی. همکارها تعریف میکنند از کسانی که بیست میلیون هزینه عکاسی و چاپ کاتالوگشون میشه، اما برای طراحی، کمی بیشتر از "هیچی" فقط پول حاضرند بدن، و اونها مجبورند پول طراحی رو بکشند روی قیمت چاپ.  این آدمها دقیقا طراحی رو یجور قرتی بازی و تفنن میدونند. تصمیم قطعی گرفتم که حتی به قیمت شکونده شدن دل طرف مقابل، دیگه سیستم رو بدون پول روشن نکنم. حداقل برای مشتریانی که قراره با کار من،‌ پول دربیارند.
زیرنویس: حتی شما دوست و فامیل گرامی!

پيام هاي ديگران ()        link        ٢۳ دی ۱۳۸٩ - مهدی محجوب
امیدنامه

واقعا اگر مرگ نبود، آدم با چه امیدی این همه سختی بی پایان رو تحمل میکرد؟ فکر اینکه باید حیات جاودان داشته باشی و اینهمه نارو، نامردی،‌فشارهای مختلف زندگی و حماقت آدمهای مختلف(و حماقتهای خودت!) رو تحمل کنی، وحشتناکه... خدا رو شکر که اگر همه راه‌های  نجات بسته،‌ حداقل مرگی هست که درسته رفته، ولی زودی برمیگرده.

پيام هاي ديگران ()        link        ٦ دی ۱۳۸٩ - مهدی محجوب
شمس و مولانا!

عرض کنم که، یک رابطه عارفانه ای،‌ بین من و شاطر نونوایی بربری محلمون ایجاد شده، که واقعا فقط میشه با رابطه شمس و مولانا! قیاس کرد. ما در این ١٣ سال گذشته، باهم از نوجوانی به این سن رسیدیم. ولی یک کلمه هم با هم حرف نزدیم. بین اون،‌و دخل نونوایی هفت هشت متر مسافت و سه چهار تا کارگر دیگه فاصله هست. بنابراین نمیتونه کلا با ملت حرف بزنه. اما متوجه شدم یه رابطه ای سرشار از انرژی مثبت بین من و اون ایجاد شده. دو سه شب در هفته در ساعات خلوت که میرم نونوایی، بین من و اون،‌ یک لبخند حکمفرما میشه. بارها دیدم که نونی که شاگرده برای من آورده،‌ گفته برگردونند(حدس زدم، چون ترکی بلد نیستم) و به جاش نون دیگه ای داده دست پسره که برای من بیاره، با کیفیت در حد بین المللی!!
یک جایی خوندم که "کلام" منشاء‌اختلافاته. اگر آدمها زبون هم رو نفهمند یا با هم حرف نزنند اختلافی بینشون پیش نمیاد! فکر کنم اینم همون ماجرا باشه. احساس میکنم که اون همیشه منتظره که من برم نونوایی اونا،‌ و منم دوست دارم که هر وقت میرم نونوایی،‌ اون لبخنده- و نه هیچ حرف بیشتری- بینمون برقرار بشه.
جالبه که این حس و ارتباط و این لبخندهای غیر تصنعی،‌ بین آدمهای مثلا کتابخونده و تحصیلکرده هم کم گیر میاد. خدا همیشه سلامت نگهش داره.
زیرنویس١: عرض کنم که،‌خواستیم در مورد طرح هدفمندی یارانه ها،‌ما دیگه حرفی نزنیم، ولی گفتم بربری، یادم افتاد. یارانه نان در ماه، شده نفری ۴٠٠٠ تومن، نون بربری از ٢٠٠ تومن شده ٣۵٠ تومن. یعنی ١۵٠ تومن افزایش. رقم یارانه، تقسیم بر ١۵٠ تومن،‌میشه ماهی ٢۶ عدد نان. واقعا سوال برام پیش اومده،‌ خانواده ها و شاغلین مشاغل بدنی و کارگری، که قوت غالبشون نان هست، با ماهی ٢۶ تا نون چیکار میکنند؟ حتی اگر روزی یه دونه فقط بخورند،‌چهار روز دیگه چی میخورند؟ بیسکوییت؟
زیرنویس ٢: اینم یارانه ایه. اساسا این "هدفمندی" یعنی چی؟ خوب چرا همه مردم باید یک اندازه یارانه بگیرند. یعنی مخارج،‌درآمد،‌و مصرف انرژی یک فرد ساکن شوش، با نیاوران یکیه؟ میزان سوخت مصرفی ماشینهای تهران،‌ با یک روستای کوچک یکسانه؟ چرا همه چیز یکسان تقسیم شده؟! این شد هدفمندی؟ اگه قراره پول بین مردم تقسیم بشه بصورت برابر، که بعد ازشون پس گرفته بشه بصورت پول بنزین و نان و کوفت و زهر مار، اصلا چرا تقسیم شده؟ خوب همون اول ازش برمیداشتند خودشون دیگه.... فکر میکنم دو ماه دیگه،‌صحنه های وحشتناکی در زندگی ایرانیها ببینیم! ایندفعه امیدوارم اشتباه کنم.

پيام هاي ديگران ()        link        ٢ دی ۱۳۸٩ - مهدی محجوب