جدیدترین نوشته
ایمیل نویسنده
نویسنده وبلاگ
مهدی محجوب
انباری وبلاگ
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
به اینجاها سر میزنم
وب سایت خودم
اونیکی وب سایتم!
من در سایت کلوب
توئیتر من
عکس هام توDeviantart
اسبله ماهی
فیش بیس ایران
تروریستی که دوستش دارم
۵سطر
دوستداران قیصر امین پور
رسم...خبرنامه گرافیک
غزل پست مدرن
توکای مقدس
صــورتی
صمد بهرنگی
مغولستان خارجی
شخصیت حقیقی مهرداد
رانیتیدین
وبسایت تنبور
برترین ایندکس فارسی
خروجی وبلاگ
واسه نونه

کسانی که ضرب المثل-شعر فوق رو ساختند، خیلی عاقل بودند. گرچه برای امر خیر ازدواج بوده، ولی میشه به همه چیز تعمیم دادش...مازندرانیها، فقط خودشون از پس هم برمیان.
از آنجا که(از کجا که؟) تو پست قبلی گفتم سفر بعدی میخوام برم جنوب، برای همین رفتم شمال! بعد از 5 سال باز رفتم مازندران ببینم چه خبره که خبری نبود. باز هم بهم اثبات شد که آب مردم مازندران با آب بقیه بشریت توی یک جوی نمیره. همون رفتارهای اعصاب خورد کن، همون حرکتهای عجیب غریب. رفتم سوادکوه، بابل و بابلسر. البته از سواد کوه خوشم اومد، چون هیچ مازندرانی ای رو ندیدم و همش جنگل و مه بود!
امیدوارم مازندرانیهای محترم، از این پست ناراحت نشند، هرچند که اگر هم شدند زیاد مهم نیست. ولی در مازندران، نکات اخلاقی عجیب و غریب زیاد دیده میشه.مثل دفعه قبل پنج سال پیش، تصمیم گرفتم به این زودیها پامو مازندران نذارم دیگه.
:: پسرهای مازندرانی، خز ترین و بدلباس ترین پسرهایی هستند که در کل سفرهام تو ایران دیدم. آقا جان، شما که باسن و شکمت مادرزادی بزرگتر از بقیه بدنته، برای چی شلوار کشی میپوشی؟! چرا جلوی موهاتو اینقدر بلند میکنی؟! اکثر پسرهای مازندرانی هیکلشون رو مثل یک مخروط برعکس درست میکنند.
:: در هیچ جای ایران، ندیدم پسرها اینهمه "متلک جنسی" با استفاده از اعضای بدن، به دخترها بندازند.
:: در هیچ جا ندیدم پسرها تو ماشیناشون صدای ضبط رو با آهنگای در پیت اینقدر زیاد کنند.
:: هیچ جا مثل مازندران با تغییرات در بقیه مملکت مقابله نمیکنند، حتی عقب و جلو بردن ساعت..آقا قدیم یا جدید؟ آقا رسمی یا غیر رسمی؟!
:: با عرض معذرت، هیچ کجا ندیدم اینقدر مردم حتی تو حرف عادیشون حالت متهاجم و پرخاشگر داشته باشند. حتی لهجه(لحجه؟) مازندرانی هم همین حالت رو داره.
:: مردم مازندران که تا امروزمن دیدم، تقریبا همشون بی برو برگرد، احساس میکنند حقشون ضایع شده! یا یکی داره حقشون رو ضایع میکنه. در حالیکه مثلا مردم گیلان خیلی بیشتر حقشون ضایع شده.
:: اغلب مردم مازندران، بی دلیل یهویی دپرس میشن و حالشون بد میشه.
:: هیچ جا اندازه مازندران، مغازه دارها و تاکسی ها سعی نکردند سرم رو کلاه بذارند، اونم اینقدر تابلو.من میگم: آقا چرا اینقدر لواشکهات گرونه؟ اون میگه: چون جمعه هست، تهرانیها ریختند توجاده، همه چی گرون شده!
زیرنویس1: اگه عشق شمال رفتن دارید، گیلان رو ازتون نگرفتند. مردم انزلی، لنگرود، لاهیجان، فومن و اغلب شهرهای گیلان که دیدم، خدائیش ماهند. هیچ کجا از ریشه های من هم به گیلان نمیرسه که بخوام الکی طرفداری کنم.
زیرنویس2: یک نکته مثبت هم بگیم! گرافیک تابلوهای مغازه ها تو بابل، از خیلی شهرهای ایران که دیدم، بهتر بود.
زیرنویس بی ربط: کسی میدونه گل یاس رو چجوری تکثیر میکنند؟ واسه گلدونش قبل عید خاک جدید گرفتم، نمیدونم چی توش بود، تبدیل شد به "لوبیای سحرآمیز"! نزدیک به یک متر و نیم رشد کرده، به نحوی که شاخش داره خم میشه، دلم هم نمیادبچینمش. رفته خورده به سقف، نتونسته سقفو سوراخ کنه! دور زده رو کابینت...
١. خودشیرینی: بدینوسیله میخواستم از شهرداری محترم و میراث فرهنگی شهر قزوین بابت گذاشتن تورهای یکروزه رایگان قزوین گردی، راهنماهای مودب، کیوسکهای راهنمای میراث فرهنگی، تهیه و چاپ نقشه راهنما و بروشور برای بازدیدکنندگان و...تشکر رسمی بکنم. واقعا شوکه شده بودم.
٢. همونطور که لو دادم، یک روز رفتم قزوین، همین بغل گوش خودمون، و از اونجا رفتم دریاچه اوان. مونده بودم برم بابل، اراک یا دامغان که نهایتا به دلایلی هیچکدوم رو نرفتم و رفتم اونجا که گفتم. هرچی هم که در مورد قزوین میگن دروغه!!
٣. این روزا چند تا اتفاق افتاده که فهمیدم اونقدر هم نباید به آدما بدبین بود، هنوز هم هستند آدمهایی که بدون شناختنت،بدون اینکه صداتو شنیده باشند حتی، و بدون چشمداشت، کمکت میکنندو وقت برات میذارند»» یکی برات راهنمای تصویری یه نوع پرداخت اینترنتی درست میکنه و میفرسته. یکی آهنگی رو که صد ساله دنبالش میگردی، برات ایمیل میکنه، یکی برات آدرس چند تا لینک به درد بخور میفرسته... هنوز انگیزه هایی برای زنده موندن هست
۴. عزیزان من! امسال کار مضاعف فراموش نشه...حالا فقط یه سوال برام مونده...من سال قبل میانگین، چهارده ساعت در روز کار میکردم. مضاعفش میشه چند ساعت؟
زیرنویس1: دوست دارم سفر بعدی برم اهواز، یا آبادان،یا بندر عباس...ولی لازمه قبلش از این شرکت هم استعفا بدم!! باز هم داره دلمو میزنه. داره میره به سمت آماتور شدن.
زیرنویس2: لعنتی. از فردا باز باید برم سرکار.
زیرنویس3: علیرقم علیرغم انرژی زیادی که امسال برای عید و هفت سین و این قر و اطوار ها گذاشتم، باز هم اون "حس عید" که هفت هشت سالی هست غیبش زده نیومد!! ولی به خوبی اداشو در آوردم که انگار اومده. ما اینیم.
بعد از تحریر: لینک تصاویر سفر، برای آنها که می توانند!! اینجا