شاهدعینی
در هم و برهم

::امروز عید غدیر بود...خونه تشریف داشتیم.
::قال مهدی محجوب: هر روزی که در آن مومنی طراحی گرافیک انجام ندهد و استراحت کند،‌ عید است!... به شکل عجیبی امروز به طراحی گریزی دچار شده بودم. برای من که دچار اختلال Design Addiction هستم واقعا عجیب بود.
::یک گونی از وسایلم رو امروز ریختم دور و کلی احساس راحتی کردم.
::ناهار واسه خودم مرغ سرخ کردم. روی دستور طبخش نوشته بود اونقدر حرارت بدین که رنگ مرغها طلایی مایل به قرمز بشه...تا به خودم اومدم قهوه ای مایل به سیاه شده بودند.
:: در بازی جنگ خانها امروز روز خوبی داشتم و به کسی انگیزه حمله ندادم!(یاد یه ضرب المثلی افتادم که اصلش یادم نیست،‌ ولی توش کلمه های دست و پا و ارّه وجود داشت).
:: بنا به گزارش وبسایتها، یک شرکت هرمی در حوالی میدان توحید متلاشی شد(دو نقطه دی)!
:: اخیرا متوجه شدم هر وقت دارم یک کار یکنواخت،‌ مثلا اطو زدن یا غذادرست کردن یا دراز کشیدن! رو انجام میدم،‌ به شدت یاد مرگ و چیستی و چگونگی اون و بعضی مسائل قلمبه سلمبه در مورد پیدایش و فنای بشر و این چیزا میفتم. علتش رو نمیدونم.
:: گاهی به سرم میزنه که اسم این وبلاگ رو عوض کنم،‌ بذارم "زیرنویس"، چون من دیگه شاهد عینی هیچی نیستم.
:: راست و دروغ رو نمیدونم. امروز سایتها نوشتند دو تا از مراجع قم، فتوا دادن که مبتلایان به آنفلوآنزای خوکی نجس هستند، و دست زدن به اونها و لوازمشون، مستلزم طهارت و این حرفاست! کلی ها بد و بیراه داده بودن به این فتوا، اما من به عنوان یک آدم نه چندان مذهبی، بهشون میگم دمتون گرم!! مردم نفهم و نادون رو فقط اینجوری میشه وادار کرد آنفلوآنزای خوکی نگیرند، و نه با توصیه های پزشکایی که براشون تره هم خورد نمیشه! فکر کن میرزای شیرازی، فتوای تحریم تنباکو نمیداد، و به جاش می نشست برای مردم در مورد اقتصاد بین الملل و سیاست جهانی غرب و لزوم مشارکت مردم در کوتاه کردن دست اجنبی صحبت میکرد!
:: دلم برای یکی تنگ شده، ولی واقعا نمیدونم برای کی!! جدی میگم. اصلا طنز نیست. هر چی فکر میکنم دقیقا کی بوده، میبینم هیچ فرد خاصی نیست. فقط انگار دلم به شدت برای یک کسی که اصلا وجود نداره تنگ شده.
زیرنویس1: دیگه داره حالم از این راننده تاکسیها که تا سوار میشی در مورد کم شدن سهمیه و بنزین آزاد لیتری ۴٠٠ تومن حرف میزنند به هم میخوره، واسه خودشون یه ژانر مستقل شدن کلّن. بابا کرایه رو زیاد کن انقدر نرو رو مخ مردم دیگه.
زیرنویس 2: این ماجرای منشور اخلاقی فوتبال، به شدت منو یاد ماجرای مک کارتیسم میندازه. یادش بخیر! به فرشاد آقای گل چیکار دارین آخه؟

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٥ آذر ۱۳۸۸ - مهدی محجوب
رای خود را ارج بنهید

دوستان مختلف گیر دادن که بریم به این سایت و از بین ۵٠ نام ارائه شده،‌ اسم شجریان رو به عنوان برترین خواننده تاریخ معاصر موسیقی جهان انتخاب کنیم. حالا کاری نداریم که نفس این رای گیری چقدر مزخرفه،‌ من یکاره بلند شدم رفتم توی این سایت که رای بدم. اما وقتی تصمیم گرفتم ۵ نفر از پنجاه نفر رو انتخاب کنم،‌ باقیمونده وجدانم اجازه نداد که اسم شجریان رو هم بیارم توی این جمع. یعنی کیو خط میزدم؟ باب مارلی؟ تام ویتس؟ الویس؟ لئونارد کوهن؟ یا زبونم لال ری چارلز رو خط میزدم؟! نهایتا به این نتیجه رسیدم که نژاد پرستانه رای ندم و به کسانی رای بدم که از موسیقیشون لذت بردم همیشه. اگه قرار بود نژاد مبنای رای دادن باشه،‌ پس یک میلیارد عرب میومدن به "خالد" رای میدادند و طرف میشد بهترین خواننده تاریخ جهان!!

زیرنویس: باعرض پوزش از استاد شجریان.

زیرنویس٢: راستی "فردی مرکوری" هم تو لیست هست. نژاد پرستها بررسی کنند،‌میگن این ایرانی بوده قبلا،‌اسمش بوده "فرید جیوه چی" ! برید به این هموطن هم رای بدید!

پيام هاي ديگران ()        link        ۳ آذر ۱۳۸۸ - مهدی محجوب