شاهدعینی
آخر بهار...آخرین بهار

گاهی آدم همه زندگیشو میده تا دو روز اضافه زندگی کنه... ولو مثل سگ.
گاهی هم آدم از اینکه زنده هست احساس عذاب وجدان میکنه...

****

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل، بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده...

پيام هاي ديگران ()        link        ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - مهدی محجوب
اخبار

حالا هی ما میخوایم تو این روزا با این وضعیت اینترنت خجالت زده مردم نشیم و وبلاگ آپ نکنیم،‌ولی نمیشه...چند تا خبر کوتاه میدم از این چند روز:

١- مشتی خس و خاشاک این روزها عصر میان بیرون شعار میدن، یه تعدادی هم شبا رو پشت بومها نوار میذارن! که میگه الله اکبر مرگ بر-زبونم لال،‌ روم به دیوار- دیکتاتور.
٢- مسوولین زحمتکش مخابرات تلاش میکنند که بفهمند کی اس.ام.اس. های مملکت رو شیش روزه قطع کرده!!! تو همین بحثها، موبایلها هم قطع شد!
٣- از دیروز به سبزه نیز آراسته شد و یاهو مسنجر عمرا لاگین نمیشه! ولی عوامل ضد انقلاب به فریب خوردگان آموزش دادند که چطوری با تغییر تنظیمات دوباره با مسنجر کار کنند. از مسوولین میخوام رسیدگی کنند و یه راه حل ریشه ای تری برای قطع مسنجر شرکت صهیونیستی یاهو پیدا کنند.
۴- آقای کامران دانشجو امروز در پرسش و پاسخش در شبکه خبر، تنها حرف اشتباهی که زد این بود که به آنلاین(online) گفت اونلاین! اونم چند بار. و الا همه حرفای دیگش منطقی و قابل پذیرش بود.
۵- مسوولین شبکه بی بی سی و VOA در اقدامی کوبنده نسبت به اخلال و پارازیت در ارسال برنامه هاشون از طریق ایران، باعث و بانی این کار رو نفرین کردند.
۶- خبرگزاری فارس (کیهان تحت وب!) دیروز اعلام کرد پنج نفر!!! در میدان ولیعصر علیه آقای احمدی نژاد شعار دادند.
٧- روزنامه کیهان و چند تا دیگه، در اقدامی ناجوانمردانه، بخشهایی از سخنرانی رئیس جمهور منتخب، آقای احمدی نژاد در مورد اینکه ایشون هم سید هستند رو سانسور کردند. ولی بقیه دنیا پخش زنده شنیدن این حرف رو.
٨- فردی به نام اکبر هاشمی رفسنجانی، مدت پنج روز است که مفقود گردیده...لطفا اگر از ایشان خبری دارید، اطلاع دهید و خانواده ای را از نگرانی برهانید.
٩- میرحسین زده به سیم آخر! توضیح بیشتری نمیتونم بدم...خدایا ما را هدایت بفرما.
١٠- در اقدامی انقلابی، برادران فیلترینگ، بعد از معدوم نمودن وبسایتهای معلوم الحال فیس بوک، کلوب، توئیتر، یوتیوب، بی بی سی، سی ان ان و بقیه، وبلاگ لولیان، متعلق به لیلی نیکونظر، نویسنده قلم به مزد!!! (بقیه رایگان قلم میزنند) را هم فیلتر فرمودند. اجرتون با ... .
١١- همان گروه ناشناس، که اس ام اس رو قطع کردند، روی ماهواره های استکبار پارازیت میندازند، به مردم شلیک کردند و ... نامردا میریزن هی توی کوی دانشگاه و مجتمع های مسکونی، و مردم رو میزنند تا چهره نظام رو مخدوش کنند. گفته میشه این افراد ناشناس، باهمدیگه به زبان شیرین عربی صحبت میکنند...بیت:
پارسی گو، گرچه تازی خوشتر است***عشق!!! را خود صد زبان دیگر است
١٢- درمسابقه امروز تیم ملی، تعدادی از بازیکنان(حداقل چهارتاشون) به مچ دست، و گاه هر دو دست، چسب یا نوار سبز بسته بودند! اما در نیمه دوم از دستشون باز شد. برادر ارزشی آقای پورحیدری توضیح دادند که این افراد نذر داشته اند و بین دونیمه برای جلوگیری از سوءاستفاده باز کردند(احتمالا نذرشون خیلی سنگین بوده که به دو تا دستشون بستند).
١٣- در پایان یه ماجرای دیگه هم هست که من یکی کفم بریده: همونطور که هزار بار دیگه گفتم، اس. ام. اس. ها از هفته پیش قطعه، اما صدا و سیما مسابقه اس. ام. اسی برگزار میکنه و در پایان هم میگه مثلا پنجاه هزار نفر شرکت کردند! و آقای فلانی برنده شد.

زیرنویس: آقا من دارم از هیجان زیاد، عمل لازم می شم!!

پيام هاي ديگران ()        link        ٢۸ خرداد ۱۳۸۸ - مهدی محجوب
چی کاشتیم؟ چی سبز شد؟

از دیروز میخوام بنویسم، اما نمیشه...پس لرزه های نتیجه انتخابات(؟!) هی خودشو نشون میده: اینترنت تو تهران سرعتش کم شده و همین سرعت کم هم هی قطع و وصل میشه...فیس بوک،‌ کلوب،‌ یوتیوب و چند تا سایت دیگه-باز- فیلتر شدند. اسم ام اس ها قطعه. موبایل ها هم از دیروز عصر قطع شد...میگن حتی تلویزیون فارسی بی بی سی که از تهران پخش مستقیم میکرده قطع شده. رفتم یه سر زدم بخشهای شلوغ که ببینم شایعه هست یا واقعیت. واقعیت بود. ولی یه واقعیت تلخ تر هم بود: شش برابر معترضین، مردمی بودن که کنار خیابون ایستاده بودن،‌ انگار اومدن سینما...و بعضیها هم عکس یادگاری میگرفتند...تو بقیه خیابونها مردم مثل همیشه خریدشون رو میکردند، دختر پسرها تو گوشه های خلوت پارک لاس میزدن، فروشنده های دوره گرد مثل همیشه بساطشون رو پهن کرده بودند...
وقتی لوازم ارتباطی قطع باشه، بازار شایعات هم رونق میگیره و آدم فرق راست و دروغ رو نمیفهمه: مرتب با مسنجر ساعتهای مختلفی برای تجمع اعتراضی اعلام میشه. میگن مردم بعضی یگان ویژه ها رو گرفتند که فارسی بلد نبودن و عربی حرف میزدن. میگن فعالهای سیاسی اصلاح طلب از رضاخاتمی گرفته تا میردامادی دستگیر شدند...میگن پلیس و لباس شخصیها افتادن به جون شیشه های مغازه ها و ماشینهای پارک شده ....راست و دروغ هر دوش مبهمه...میگن...میگن...میگن...مهم نیست کدوم این حرفها واقعیه،‌ من اما فقط به یک واقعیت ایمان آوردم: در این مملکت دو ضربدر دو واقعا میشه ده. این واقعیته. دروغ نیست. و دیگه اینکه:
دیگه تا آخر زندگیم رای نمیدم.

زیرنویس: به علت مشکل اینترنت، ادیتور پرشین بلاگ عمل نمیکنه...بعدا این متن رو درست مکنم.

پيام هاي ديگران ()        link        ٢٤ خرداد ۱۳۸۸ - مهدی محجوب
اعلامیه

قصد نداشتم از انتخابات بنویسم...فردا صبح مهلت تبلیغات تمومه و من نمیخوام خلاف بکنم و فردا پست ارسال کنم، از طرفی حرفی هم الان برای گفتن ندارم،‌ چون خسته از میدون آزادی رسیدم...هر کسی انتخاب بشه، مطمئنم مردم لیاقتشون همون فرده. فقط میخوام بگم نتیجه انتخابات هرچی بشه،‌خوشحالم که من هم جز اینها هستم. بعید میدونم که پشیمون بشم.دین شما برای شما، دین من هم...اون هم برای شما!

پيام هاي ديگران ()        link        ٢٠ خرداد ۱۳۸۸ - مهدی محجوب
ما لایق چیزی هستیم که سرمون میاد...

یک ماه پیش یک صفحه تو Face book درست کردم به نام: ابوعلی سینا ایرانیست، نه عرب...بعد از یک ماه، این صفحه طرفداراش تازه شده 67 نفر...امروز تصادفا یک صفحه دیدم به نام گوجه سبز که طرفدارهای گوجه سبز دقیقا 18100 نفر هستند.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - مهدی محجوب
از در تنگ داخل شوید...

عرض کنم حضورم دوستان، بنده الان در یکی از پیچهای خطرناک زندگیم هستم و اشتباه کنم رفتم ته دره. گفتم که گفته باشم.

زیرنویس1: منظور از پیچ خطرناک، در فرهنگ لغت من، یعنی وضعیتی که تمام مشکلاتی که همیشه یکی یکی میومدن و دخلشون رو میاوردم، حالا با همه قوا و دسته جمعی با هم اومدن سراغم. اونم در شرایطی که فکر میکردم دیگه هرگز زور این مشکلات به من نمیرسه. دقیقا موقعیکه فکر میکردم تمام اتفاقات بد تو مشت عقل من گیر کردن. یک ماهی هست که درگیرم...و اینها همه بهای استقلال است!
زیرنویس2: بقول ابوالقاسم جون فردوسی:

چو گویی که وام خرد توختم،....همه هرچه بایستم آموختم،
یکی نغز بازی کند روزگار،...که بنشاندت پیش آموزگار(خدا ذلیلش کنه)

یکی دیگه هم گفته: انسان هرچه میکشه از خردشه..هرچی خر تر، راحت تر! دانستن درد دارد!
پارادوکس: این خرد هم انصافا پدیده پیچیده ایه...داشته باشی عذاب میکشی، نداشته باشی میری ته دره.
زیرنویس بی ربط: آقای حافظ میگه:
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است...
نویسنده! انجیل هم گفته:
بکوشید تا از در تنگ داخل شوید، زیرا در بزرگ و راه فراخ به‌ضلال می‌رسد...

پيام هاي ديگران ()        link        ۸ خرداد ۱۳۸۸ - مهدی محجوب