جدیدترین نوشته
ایمیل نویسنده
نویسنده وبلاگ
مهدی محجوب
انباری وبلاگ
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
به اینجاها سر میزنم
وب سایت خودم
اونیکی وب سایتم!
من در سایت کلوب
توئیتر من
عکس هام توDeviantart
اسبله ماهی
فیش بیس ایران
تروریستی که دوستش دارم
۵سطر
دوستداران قیصر امین پور
رسم...خبرنامه گرافیک
غزل پست مدرن
توکای مقدس
صــورتی
صمد بهرنگی
مغولستان خارجی
شخصیت حقیقی مهرداد
رانیتیدین
وبسایت تنبور
برترین ایندکس فارسی
خروجی وبلاگ
واسه نونه

این چند روزی که مشغول بنایی تو خونه بودیم(برای من میشه دقیقا ١٧ روز!) و من زیاد نتونستم آنلاین بشم، شبکه جهانی اینترنت آسیب زیادی از نبود من خورد. اما:
اول: این روزا فهمیدم که بدترین حادثه دنیا برای آدم، بیماری، بی پولی، فراق یار، از دست دادن عزیزان، آقای احمدی نژاد و مسایلی از این دست نیست، بلکه زندگی کردن در بین انسانهای احمق، و نبودن راه فرار، بدترین حوادث زندگی انسان میتونه باشه.
دوم: اتفاق مهم دیگه اینه که تو این چند روز و وسط کمک به عمله ها و خاک و خل و این چیزا، من وب سایت انگلیسی خودمو طراحی و منتشر کردم! بنابراین اگر دیدین که تیریپ این وب سایت جدید بنایی شده تعجب نکنید. البته در ازای انتشار سایت انگلیسی فعلا سایت فارسیم داون شده که بزودی درستش میکنم.
سوم: یه کار غیر اخلاقی هم وسط عملگی کردم و چون خیلی تحت فشار روانی بودم تو خونه، الکی گفتم قلبم مشکل داره باید برم بیمارستان، بعدش به جاش رفتم پارک با دوست خوبم بد مینتون بازی کردیم و حالشو بردیم!!
زیرنویس: یه ضرب المثل پیره زنی این روزا مرتب وسط بنایی میشنیدم که خوشم آمد: توی این هیر و بیری زیر ابرومو میگیری؟!!
خبر کوتاه بود و تکان دهنده(!!):
مایلی کلنگ -بازهم- سرمربی تیم ملی(؟) ایران شد!
افتخارات در دوره های قبلی بازیگری ومربی گری تیم های مختلف:
عدم قهرمانی در جام ملتهای آسیا
عدم راهیابی به جام جهانی(بعدا تیم با "ویرا" از طریق play off به جام جهانی رفت).
عدم راهیابی به المپیک با بهترین تیم زیر 23 سال تاریخ فوتبال ایران.
فرستادن تیم پرستاره فولاد خوزستان به دسته دو!(این تیم قهرمان فصل قبلی شده بود!).
تهدید خبرنگاران به جویدن خرخره آنها!
محکومیت به ممنوع المصاحبه بودن در زمان همین فدراسیون که انتخابش کرده!!
این هم یک خبر مهم، کوتاه و تکان دهنده دیگه که بی بی سی فارسی پخش کرد:
"تیم کریکت افغانستان، با 60 امتیاز اختلاف، تیم کریکت برمودا(!) رو شکست داد.(واقعا خبر تاثیر جهانی داشت).
زیرنویس:دور هم خوش باشید.
جونم براتون بگه که بنده امروز عصر با این حال مریض که میبینید، بلند شدم رفتم استادیوم آزادی تشویق تیم افتخار آفرین ایران که ٢-١ به عربستان باخت!!! جدا از این باخت، بعد از رفتن به استادیوم آزادی، لازم شد نکاتی رو مطرح کنم:
١-نرید استادیوم!! بشینید خونه هاتون راحت فوتبالتون رو نگاه کنید!
٢- جناب رئیس محترم فدراسیون! برادر کفاشیان! وقتی شما این بلیط دو هزار تومنی رو که مال طبقه پائینه به امثال من میفروشی، ولی قبلش طبقه پائینو نمیدونم چجوری! پر کردی و ما مجبوریم بریم بالا، نتیجتا تیم ملی شما هم که با این پولهای مساله دار ساخته شده، اینجوری مفتضحانه میبازه.
٣- محمود جون! تشریف آوردی استادیوم کشتی، تیم ملی کشتی سی ثانیه مونده بود قهرمان دنیا بشه، تا اومدی، نفر ما ضربه فنی شد و قهرمان نشدیم، چی شد که تصمیم گرفتی دقیقه چهل وارد استادیوم صدهزار نفری بشی؟!!!ضمنا ما کلی داد زدیم محمود بیا اینجا! چرا نیومدی پهلومون کلک؟
۴- دقیقا ٨٢ درصد کسایی که میان استادیوم "یه جوری" هستن! تا نرید استادیوم منظورمو نمیفهمید.یه عالمه درصدشون هم در استادیوم سیگار میکشند!
۵-طبقه پائین نود دقیقه مشغول تشویقند: سی دقیقه تشویق به نفع تیم ایران و علیه عربستان، سی دقیقه تشویق نفراتی که حتی تو استادیوم هم نیستند!! و سی دقیقه صحبتهایی در مورد بستگان درجه اول سرمربی تیم ملی!(متاسفانه داوری مشکلی نداشت و شعر آسمانی و عرفانی شیر سماور خونده نشد، هرچند که به هر حال داور ژاپنی بود و نمی فهمید).
۶-اتوبوسهای برگشت رو فقط تا نصف پر میکنند! راننده های واحد که در حالت عادی قلدربازی زیاد میکنند، حتی جرات نمیکنند برگردن ببینن کدومیکی از مسافرها در مورد بستگان درجه یکشون صحبت کرد!! به هر اتوبوس هم یه کارتن ساندیس میدند، که ردیف دوم که میرسه تموم میشه و چند نفر هم کشته میشن!
٧-به نظرتون ساندویچی که دوتاش پونصد تومنه، توش چیه؟
٨-درآخر باید بگم که واسم تعجب آور بود که بعد از باخت تیم ملی که تقریبا میشه گفت به خاطرش ٨٠ درصد جام جهانی پرید، تقریبا هیچکس عین خیالش نبود...همه شوخی میکردن و بزن و بکوب.