جدیدترین نوشته
ایمیل نویسنده
نویسنده وبلاگ
مهدی محجوب
انباری وبلاگ
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
به اینجاها سر میزنم
وب سایت خودم
اونیکی وب سایتم!
من در سایت کلوب
توئیتر من
عکس هام توDeviantart
اسبله ماهی
فیش بیس ایران
تروریستی که دوستش دارم
۵سطر
دوستداران قیصر امین پور
رسم...خبرنامه گرافیک
غزل پست مدرن
توکای مقدس
صــورتی
صمد بهرنگی
مغولستان خارجی
شخصیت حقیقی مهرداد
رانیتیدین
وبسایت تنبور
برترین ایندکس فارسی
خروجی وبلاگ
واسه نونه

باورم نمیشه اینقدر "Busy" شده باشم! باید یه تحولی بدم تو برنامه های زندگیم. اولین تحول اینه که دیگه مجله چلچراغ رو نخرم! چرا؟ چون سه چهار هفته هستش که هی شنبه ها میخرمش میذارم تو کیفم، بعد تا هفته دیگه همونجا میمونه، تا شماره بعدی هم بیاد و بذارمش کنار اونیکی دست نخورده هه! خوب وقتی نمیرسم بخونم چرا بخرم؟! اونم مجله ای که مطالبش به شدت تاریخ مصرف داره. در مورد فیلمها و کتابها هم همینطوره پنجاه تا فیلم دانلود کردم( با عرض معذرت از مادر و خواهر قانون کپی رایت، چون اینجا نیست مجبوریم دانلود کنیم!)، اما وقت نکردم ببینم! کنار رختخوابم دو تا کتاب زبون بسته افتادن که میخوام بخونم ولی نمیرسم! احتمالا هفته آینده یک سورپرایز گنده برای جامعه شیلات دارم!!(تو خلوت میگم سورپریز، اینجا واسه کلاس گفتم سورپرایز. مرگ بر ریا!).
زیرنویس1: هفته پیش به حول و قوه الهی، دعای والدین، زحمت مربیان بویژه علی دنبه و امیرجنرال، زمینهای خاکی جنوب شهر، و همچنین تلاش خودم، پام یکی دو بار به کلانتری باز شد!! البته واسه کار یکی دیگه. یه حرفی رو دیوار کلانتری نوشته بود که روحم رو متحول کرد: امام صادق(ع): دهان انسان باید "کنــترل" داشته باشد! بعد از حدیثی که توی میدون هفت تیر در مورد "امنیت اجتماعی" دیدم، این باحالترین حدیث بود.
زیرنویس 2: نفرین به ضربه ایستگاهی، اگه معنیش مساوی جلوی کره جنوبیه.
رونویس: خاتمی چیکارش میکنه؟
زیرنویس: اگه مجبور باشم(فرض کنیم مجبور باشم) که بین شاه سلطان حسین صفوی، و محمود افغان، یکی و فقط یکی رو انتخاب کنم، حتما شاه سلطان حسین رو انتخاب میکنم. دلیلش هم واضحه...مهمترینش اینه که افغانی نیست، ایرانیه(با احترام به افغانیهای محترم، بحث سیاسیه، نه نژادی). دومیش اینه که اصالت داره. چیزی که خیلیها ندارند. سومیش اینکه قرار نیست افغانی دلش برای من بسوزه. چهارمیش اینکه وقتی خانواده محمود افغان رسیدند اصفهان، اتفاقهای عجیبی افتاد، مثلا مادرش وقتی رفت حموم، چون تحمل دیدن زنهای زیبا رو نداشت همونجا دستور داد سه چهارتا زن اصفهانی رو تو حموم گردن زدند!!(به جان خودم این راسته ها، واسه خنده نگفتم. تاریخه).
لینک بی ربط به موضوع فوق: خاتمی می آید.
ته نویس: البته من به محمود جون که ارادت دارم...این محمود یه محمود دیگه هستش.بخدا.

خبر اول: این محصول کلیدی و حیاتی رو ساعاتی پیش از بقالی محل به قیمت صدتومن ناقابل خریدم. امیدوارم هرچه سریعتر بتونیم گامهای موثری رو در راه خود کفایی مملکت برداریم: شاه دانه ی یوزارسیف!
زیرنویس 1: برخلاف بقال محترم و یک مشتری گرامی که از تولید این محصول عصبانی بودن، من ناراحت نشدم اصلا! چون پیامبران اومدند که ما رو آسمونی کنند، و اتفاقا گیاه شاه دانه هم قدیمها در بلاد کفر! استفاده هایی جهت آسمانی شدن! داشته منتها از یه لحاظ دیگه.
زیرنویس2: بعضی از ما ایرانیها بسیار استعداد داریم که همه چیز رو به فا*ک بدیم. از مقدسات گرفته تا علی دائی!
لینک:مدیر روابط عمومی سازمان ثبت احوال، از احتمال قبول شدن نام "یوزارسیف" در شناسنامه برای پسران خبر داد.
خبردوم: فدراسیون فوتبال، پرسپولیس رو به دلیل فحاشی هوادارانش به داور در بازی با فولاد خوزستان ده میلیون تومان جریمه کرد.
زیرنویس: من خودم بازی رو دیدم، تماشاچیها به داور میگفتند"داور اسرائیلی" که به نظر من فحش بدی نبود. خوب بود همون شعارهای "شیر سماور" و "داور گوش کن... "رو برای داور میخوندن؟ باید تشویقشون میکردن به جای تنبیه...سالها کار فرهنگی شده که به جای فحشهای کمر به پائینی، فحشهای سیاسی بدن...این شعور سیاسی تماشاچیها رو میرسونه. به این میگن تبدیل شعار به شعور(عجب جمله توپی فرمودیم).