شاهدعینی
پسرفت

     اینجانب چند روزیست که از شغل بی آبروی طراحی گرافیک،دارم به شغل شریف کپی کاری!ارتقای درجه پیدا میکنم...دیدم تا آخر آبان تو مرخصی استعلاجیم،یکی از مشتریها بهم پیشنهاد کار داد ماهم شوخی شوخی رفتیم،چشمتون روز بد نبینه،رسما به آدم میگن کار بقیه رو ببین و کپی کن!رئیس مستقیم من که یه دختر خانوم بیست و سه-چهار سالست(خاک بر سر من!!)،امروز یه حرف باحالی زد:آقای محجوب،ببینید،من هم شنیدم و هم خوندم که گرافیستهای مطرح دنیا هم قبل از شروع به کار،به کارهای دیگران نگاه میکنند و ایده میگیرن!!!!!منم تو دلم گفتم به جهنم،کپی میکنم،حال کنید!فقط نمیدونم چرا همش قیافه قباد شیوا میاد جلو چشمام!

پيام هاي ديگران ()        link        ۳٠ مهر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
فالگير

     عرض کنم به حضور دوستان که موسیقی عربی،غیر از چشم و ابروی نانسی عجرم و قِـر کَمر هلا رمزی ،چیزهای دیگه ای هم داشته!! مخصوصا مواقعی که همون مثلث معروف (خواننده،آهنگساز،شاعر)کامل بوده.یکی از این ترانه ها که هنوز بعد از سی سال از نظر جذابیت تکون نخورده،ترانه فالگیر(قارئه الفنجان)هستش که شعرش رو شاعر بزرگ دنیا(گفتم دنیا،نگفتم عرب)،نزار قبانی،اهل سوریه گفته و آوازش رو هم خواننده فقید مصری عبدالحلیم حافظ اجرا کرده.برای –مثلا- هدیه عید فطر لینک دانلود این ترانه(با حجم معقول!) رو گذاشتم و برای اینکه ثابت کنم از هر انگشتم ده تا هنر میریزه! بخشی از شعر رو که تو ترانه خونده شده از عربی به فارسی ترجمه کردم که امیدوارم بیخیال غلطهاش بشین.

دانلود ترانه

جلست،جلست والخوف بعینینها***نشست و با ترسی در چشما نش

تتامل فی الفنجان المقلوب*** به فنجان وارونه دقت کرد

قالت یا ولدی لاتحزن***گفت ای پسرم غم مخور

فالحب علیک هوالمکتوب***چراکه عشق سرنوشت توست

الحب علیک هوالمکتوب***عشق سرنوشت توست.

یا ولدی!قد مات شهیدا***پسرم!شهید است

من مات فداء للمحبوب(من مات علی دین المحبوب)***آنکه در راه محبوبش میمیرد

   اصل شعر البته طولانی و فوق العاده زیباست .اما این خواننده زندگی خیلی عجیبی و جالبی هم داشته:

     عبدالحلیم حافظ خواننده مطرح جهان عرب که اون رو یکی از 4خواننده بزرگ تاریخ موسیقی عرب میدونند،در سال 1929در مصر متولد و در 1977در لندن از دنیا رفت.مادرش حین تولد اون فوت کرد و پنج ماه بعد هم پدرش مرد.اقوامش اون رو بزرگ کردن.در 11سالگی وارد مدرسه موسیقی در قاهره شد و آواز و نوازندگی ساز ابوا رو شروع کرد.بصورت تصادفی در رادیوقاهره آواز خوند و مورد استقبال قرار گرفت.عبدالحلیم هیچوقت ازدواج نکرد اماگفته میشه که شش سال بصورت مخفیانه زندگی مشترکی با سوآد حُسنی هنرپیشه معروف داشته که البته دوستان صمیمی ایندو ماجرا رو تکذیب میکنند،جالبه که سوآد حسنی دقیقا در سالگرد تولد عبدالحلیم در سال2001فوت کرد.اما مطمئنا عبدالحلیم در جوانی به شدت درگیر ماجرایی عاشقانه بادختری میشه که والدینش اجازه ازدواجش با عبدالحلیم رو نمیدادند،و سرانجام هم وقتی اجازه رو میدن، دختر قبل از عروسی براثر بیماری مزمنی که داشت میمیره.عبدالحلیم تا آخر عمر از فکر اون خارج نشد و بسیاری از ترانه های غم انگیز خودش رو به اون تقدیم کرد.(از جمله همین ترانه فالگیر).عبدالحلیم از 11 سالگی دچار نوعی بیماری کبدی شد ،بسیاری منتقدین و رقبا اون رو متهم میکردند که ماجرای بیماری رو سر هم کرده که توجه طرفدارانش رو جلب کنه،اما مرگ عبدالحلیم بر اثر این بیماری نقطه پایانی بر این اتهامات بود.تشییع جنازش در مصر پس از مراسم خاکسپاری جمال عبدالناصر و ام کلثوم شلوغ ترین مراسم تاریخ مصر بود و حداقل 50 نفر با شنیدن خبر مرگش خودکشی کردن(جل الخالق)جسدش در مسجد الرفاعی قاهره خاک شد.آمار ها نشون میدن که هنوز هم بعد از سی سال، آلبومهاش جزو پرفروشترینها در جهان عرب هستن.ترانه فالگیر(قاریه الفنجان) آخرین و معروفترین ترانه اوست که بر روی شعری از نزار قبانی ساخته شده،و گفته میشه که بسیار شبیه زندگی خودش بوده.

اما نزار قبانی:

نزار در یکی از محله‌های قدیمی شهر دمشق سوریه به‌ دنیا آمد.هنگامی که‌ ۱۵ ساله‌ بود خواهر ۲۵ ساله‌اش به‌ علت مخالفت خانواده‌اش با ازدواج با مردی که‌ دوست داشت اقدام به‌ خودکشی نمود. در حین مراسم به‌ خاکسپاری خواهرش وی تصمیم گرفت که‌ با شرایط اجتماعی که‌ او آن را مسبب قتل خواهرش می‌دانست بجنگد.هنگامی که‌ از او پرسیده‌ می‌شد که‌ آیا او یک انقلابی است، در پاسخ می‌گفت: "عشـق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده‌ است و من ‌می‌خواهم که‌ آن را آزاد ‌کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست." بخش هايي از اشعار نزار قباني تاكنون به فارسي ترجمه و منتشر شده است. موسی بيدج، موسی اسوار، احمد پوري و مهدی سرحدی مترجماني هستند كه تاكنون نسبت به ترجمه‌ي بخشي از آثار نزار به فارسي اقدام كرده اند.

با تشکر از ویکی پدیا!

پيام هاي ديگران ()        link        ٢۱ مهر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
معنی

من آن ماهم که اندر لامکانم
مجو بيرون مرا در عين جانم
تو را هر کس به سوی خويش خواند
تو را من جز به سوی تو نخوانم
مرا هم تو به هر رنگی که خوانی
اگر رنگين اگر ننگين ندانم
گهی گويی خلاف و بی وفايی
بلی تا تو چنينی من چنانم
به پيش کور هيچم من چنانم
به پيش گوش کر من بی زبانم
گلابه چند ريزی بر سر چشم
فروشو چشم از گل من عيانم
لباس و لقمه ات گل های رنگين
تو گل خواری نشايی ميهمانم
گل است اين گل در او لطفی است بنگر
چو لطف عاريت را واستانم
من آب آب و باغ باغم ای جان
هزاران ارغوان را ارغوانم
سخن کشتی و معنی همچو دريا
درآ زوتر که تا کشتی برانم

مولانا

پيام هاي ديگران ()        link        ۸ مهر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
گوشه های مبهم زندگی

اول اینکه الان بیش از سی روزه که من از مریضخونه مرخص شدم،عین سی روز بابام راس ساعت شیش و نیم،بلند میشه میره برام قلوه میخره!!چرا؟چون یه شیر پاک خورده ای بهش گفته قلوه در بهبود بیمار قلبی بعد از عمل موثره!!فکرشو بکنید،کلیهء گوسفند!خوبه آدما قبل از بیماری به فکر هم باشند...

دوم اینکه مدتیه از بیکاری دارم فکر میکنم که چرا علیرضا افتخاری وقتی آواز میخونه لهجه نداره ولی وقتی حرف میزنه لهجه اصفهانی غلیظ داره؟افتخاری رو که میشناسید.همون خواننده سمبل تولید کیلویی موسیقی سنتی که چند وقت پیش مردم تو رشت کنسرتش رو به هم زدن چون فهمیدن داره لب میزنه...

سوم اینکه امروز فهمیدم چه زندگی مزخرفی داشتم چون آقای قباد شیوا گفته بیوگرافی خودتون رو lay outکنید ولی من چیزی ندارم بنویسم.

چهارم اینکه باز مدتیه از بیکاری میرم جاهایی که توشون خاطره داشتم روببینم اما همشون از بین رفتن...درآینده نزدیک در این مورد مینویسم.

 

پيام هاي ديگران ()        link        ٢ مهر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب