شاهدعینی
جلد سی دی مديا اسپورت

اووووووف!!! چه هنرمندی شدم آخر عمری!mediasport

پيام هاي ديگران ()        link        ٢۱ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
من

     از وقتی قلبم مرضش گرفته! نسبت به بدن خودم یه حس خاصی پیدا کردم.انگار یه جور رابطه جدید بین من و بدنم شکل گرفته...حس میکنم میتونم از روی بدنم قلبم رو ببینم...عضوی که هیچوقت بهش دقت نکرده بودم و اصلا متوجهش نبودم.انگار همون آئورت مشکل دارم رو دارم میبینمش که خون از توش رد میشه...توهم زدم انگار!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٧ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
نفرين

     بعد از چند سال با شرکت واحد آشتی کردم.متاسفانه همزمان با من عده زیادی هم با شرکت واحد آشتی کرده بودند در نتیجه رسما له شدم.نفرین به بــنزین که هرچه کرد او کرد!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٤ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
مطالب طوفانی و عرفانی!!!

اول اینکه امروز طوفانی ترین تیتر تاریخ مطبوعات ایرانو رو جلد یه مجله وزین!دیدم:

شماره تلفن تماس با یانگوم!!

دوم اینکه حتما دیدید یه مستندی تلویزیون میده در مورد اعتیاد به ماده مخدر کِرَک،تو این مستند که تو همین یه ماه صد بار پخش شده دوتا صحنه حقیقتا آسمانی هست!اول اینکه یه آقایی یه ماجرایی در مورد معتادا تعریف مکنه،بعد دستش رو میبره سمت گوشش و میگه با همین چشمای خودم دیدم!! دومین بخش آسمانی این مستند جائیه که از یه معتاد داغون و له و لورده میپرسن میدونیستی جنازه آدمای معتاد به کرک رو مرده شور خونه ها نمیشورن؟ معتاده هم یه جواب به واقع عرفانی میده: وقتی من مُردم،جنازمو  بندازن جلوی سگ!!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٢ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
سالگرد

نمیدونم چه اهمیتی داره...ولی امروز یه ساله که اینجا مینویسم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٢ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
فعل مجهول

بچه ها صبحتان بخير ، سلام

درس اول فعل مجهول است

فعل مجهول چيست ، ميدانيد؟

نسبت فعل ما به مفعول است

در دهانم زبان چو آويزي

در تهيگاه زنگ ميلغزيد

صوت ناساز آنچنان که مگر

شيشه بر روي سنگ ميلغزيد

ساعتي داد آن سحن دادم

حق گفتار را ادا کردم

تا ز اعجاز خود شوم آگاه

ژاله را زان ميان صدا کردم

ژاله ! از درس من چه فهميدي؟

پاسخ من سکوت بود و سکوت

ده ! جوابم بده کجا بودي؟

رفته بودي به عالم هپروت؟

خنده ي دختران و غرش من

ريخت بر فرق ژاله چون باران

ليک او بود غرق در حيرت خويش

خشمگين ، انتقام جو گفتم :

بچه ها گوش ژاله سنگين است

دختري طعنه زد که نه خانم

درس در گوش ژاله ياسين است

باز هم خنده ها و همهمه ها

تند و پيگير ميرسيد به گوش

زير آتش فشان ديده ي من

ژاله آرام بود و سرد و خموش

رفته تا عمق چشم حيرانم

آن دو ميخ نگاه خيره ي او

موج زن در دو چشم بي گنهش

رازي از روزگار تيره ي او

آنچه در آن نگاه می خواندم

قصه ي غصه بود و حرمان بود

ناله اي کرد و در سخن آمد

با صدايي که سخت لرزان بود

(( فعل مجهول فعل آن پدريست

که دلم را ز درد پر خون کرد

خواهرم را به مشت و سيلي کوفت

مادرم را ز خانه بيرون کرد

شب دوش از گرسنگي تا صبح

خواهر شيرخوار من ناليد

سوخت از تب ، شب برادر من

تا سحر در کنار من ناليد

از غم آن دو تن دو ديده ي من

اين يکي اشک بود و آن دگر خون بود

مادرم را دگر نميدانم

که کجا رفت و حال او چون بود

گفت و ناليد و آنچه باقي ماند

هق هق گريه بود و ناله ي او

شسته مي شد به قطره هاي سرشک

چهره ي همچو برگ لاله ي او

ناله ي من به ناله اش آميخت

که غلط بود آنچه من گفتم

درس امروز قصه ي غم توست

تو بگو من چرا سخن گفتم

فعل مجهول فعل آن پدريست

که ترا بي گناه ميسوزد

آن حريق هوس بود که در آن

مادري بي پناه مي سوزد!

سیمین بهبهانی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٠ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
...

خدا یا مارا از جو گیر شدن حفظ فرما

پيام هاي ديگران ()        link        ٩ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب
لندی و لیکو

اول اینکه لندی افغانیه و لیکو ایرانی...دوم اینکه اصلا اینا چی هستند؟

لندی به اشعار دومصرعی(تک بیتی)پشتون ها گفته میشه،مشخصه این تک بیت اینه که مصرع اول ۹هجا و مصرع دوم ۱۳ هجا داره،یعنی یک اندازه نیستند:

*مرا ماه آسمان سازید/که همواره بر خیمه محبوبم پرتو افشانم.

*صدف قلب مرا شکستی/از آنست که از چشم خویش مروارید می ریزم.

*غمهای دلم از دیده ی بینای من است/بعد از این چشمهایم را خواهم بست.

*بیا با هم آشتی کنیم/مرگ ما را تعقیب می کند و محروم خواهیم رفت.

اما لیکو اشعار کوتاه بلوچی هستش که اخیرا تو کتابی (که به سلامتی فعلا نایابه!)چاپ شده.به نظر میاد خیلی از لندی قویتره،یه جورایی هم به هایکو های ژاپنی شباهت داره اما همه فهم تر:

*با سوادی دیگر/خطم را خواندی/راز دلم را تمام/دانستی.

*سرم را در دست گیرو به دمی مداوایم کن/مولوی صاحب!/نامه ای بفرست/دل آرامم کن/

*سیگاری میکشم/رها میشوم در بیخیالی دود/تورا زده است/تورا زده است مادرت/وای اشک است چشمانت...

*دنیا می رودو/جوانی نمی کنی تو/فریاد/فریاد/برای که مانده ای عزیز؟

*محض خاطرت/می تراشم این ریش را/می پاشم این عطر کویتی رابرسرت/محض خاطرت...

*چهار پاس است شب و من/شب اندیشم/هرشب/طلبه دیدار توام/طلبه دیدار تو...

پيام هاي ديگران ()        link        ۳ تیر ۱۳۸٦ - مهدی محجوب